دسته‌ها
تخصصی

مفهوم شناسی شادی

 

مفهوم شناسی شادی

نویسنده : ابوذر استکی

شادی در لغت به معنای حالتی است که تالمات روحی در انسان به کم ترین حد خود می رسد و بر اثر آن مسرت باطنی انسان آشکار می شود و انسان از قید غم ها آزاد می گردد.

روانشناسان برای شادی تعاریف متعددی ذکر کرده اند.البته آنچه به عنوان تعریف شادی گفته شد، تبیین حقیقت آن نیست؛ بلکه اشاره ای اجمالی به مفهوم آن یا بیان مبادی در زمینه ها و یا آثار و نشانه های آن است.در این جا به برخی از تعاریف اشاره می شود:

شادی عبارت است از مجموع لذت های بدون درد؛[۲]

شادی، احساس مثبتی است که از حس ارضا و پیروزی به دست می آید؛[۳]

شادی و سرور، حالت خوش و لذت بخشی است که از علم و آگاهی به این که یکی از هدف ها و آرزوها تحقق یافته،یا انجام خواهد یافت، به انسان دست می دهد.[۴]

شادی عامل بسیار مؤثری در افزایش تلاش و کوشش ما در زندگی است.انسان های شاد بیش تر اهل تکاپو و حرکت هستند و می خواهند کارها را به بهترین شکل ممکن انجام دهند.قابل تصور نیست که انسان غم زده، ناامید و پژمرده در گوشه ای بنشیند؛ ولی در فکر او اهداف متعالی باشد؛ اما بر عکس، انسان هایی که شاد و با نشاط هستند، در سخت ترین شرایط نیز می خواهند راه حل مشلات را پیدا کنند و برای رفع آن از جان و دل مایه بگذارد. اسلام به شادی های فردی توجه خاصی دارد و معتقد است بین ایمان به خدا و اعتقادات مذهبی با شادی و نشاط رابطه عمیقی برقرار است.خداوند در قرآن کریم با ترسیمی زیبا،خط سیر و نوع شادی اهل ایمان را مشخص و با خطاب به سول خدا(ص) فرموده است:

«قل بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا هو خیر مما یجمعون»؛  «بگو: به فضل خدا و رحمت او شادمان شوند؛ زیرا این دو از هرچه می اندوزند، بهتر است».[۵]

مفسران می گویند: در این آیه[۶] فضل الهی، به نعمت های ظاهری و رحمت الهی، به نعمت های باطنی اشعار دارد.اهل ایمان، اهل بینش و بصیرت اند و با توجه به نعمت های الهی که به صورت فضل و رحمت در بندگانش در حال بارش و ریزش است، در پناهگاه مطمین پروردگار احساس سرور و شادمانی درونی می نمایند.

حس شادی ترکیبی از عواطف مثبت، مانند: خوشحالی و هیجان است و برانگیختگی حس، با این شرایط که عواطف منفی، مانند:احساس ملال،بی علاقگی و افسردگی نیز در پایین ترین حد ممکن باشند.[۷]

هر انسان، مطابق جهان بینی و اندیشه خویش،اگر به چیزهای مورد علاقه اش برسد، در خود حالتی احساس می ند که «شادی» نام دارد .به بیان دیگر، شادی نبود نگرانی و اندوه در قلب و ذهن انسان است.[۸]

با توجه این هدف،می توان گفت: شادی عبارت است ازاحساس خوشبختی و رضایت از زندگی، بهره گیری بهینه از نعمات الهی و به جا آوردن شکر و سپاس پروردگار .با این وصف، انسانی شاد است که که از روند کل زندگی خود راضی بوده، از آن لذت ببرد و به دیگران نیز لذت برساند و با روحیه ای بشاش و امیدوار، فردی پویا، متفکر، خلاق، خندان و سپاسگذار باشد.[۹]

امام علی (ع)می فرماید: «السرور یبسط النفس و یثیر النشاط»؛ شادی دل را باز می کند و موجب نشاط می گردد.[۱۰]

از این روایت استفاده می شود که اولاً دل و جان انسان باید با شادی باز شود؛ یعنی از درون احساس گستردگی آسایش کند؛

ثانیاً موجب نشاط، سرزندگی و آمادگی روحی برای کار و تلاش بیش تر گردد.

تعریف نشاط:

در لغت به معنی خوشی، شادی، خرمی، سرور، سر زندگی، خوشدلی، سبکی چالاکی، تکاپو، فعالیت و جنب و جوش آمده و در قرآن ازآن با کلمات مختلف و هم خانواده های آنها به شکل مستقیم و غیر مستقیم سخن به میان آمده است.[۱۱]

نشانه های بیرونی نشاط در فرهنگ قرآنی به شکل تعاون،خوش رفتاری، خوش گفتاری، گشاده رویی، آراستگی و شادابی جسم و تلاش نمود پیدا می کند. وجلوه هایی درونی آن به صورت امید، خوش بینی، احساس ارزشمندی و هدفمندی، صبر، تحمل، افکار مثبت تبلور می یابد.

پس می توان گفت :«نشاط حالت انبساط لذت بخش و خرم نسبتاً پایداری است که در سایه جهان بینی دینی، آثار و جلوه های مثبت بیرونی و درونی ایجاد می کند و با علمبه نزدیکتر شدن به اهداف مشروع و منقول حاصل می شود.[۱۲]

نشاط نقطه مقابل کسالت است،مؤمن کسل نیست.المؤمن بعیدُکسل( بحارالانوار. ج۷۵ ص ۲۶)

به طور خلاصه می توان گفت که «نشاط طیب نفس برای انجام عمل است، یعنی خوشی و اثرهای مضاعف برای انجام کار را نشاط گویند.[۱۳]

تعریف خنده:[۱۴]

الضحک، باز شدن و شادابی چهره و ظاهر شدن دندان ها  از سرور و شادی روح است.[۱۵]

تبسم یا لبخند: حرکت آرام لب ها و باز شدن آنها بدون صدا و همراه با گشادگی چهره و سیما خنده نامیده می شود.

چنانکه بسام یا بسامه، مرد یا زنی است که بسیار تبسم می کند و با انبساط صورت یا گشادگی چهره با افراد رو به رو می شود.بیشتر خنده پیامبراسلام و سایر انبیاء الهی تبسم بوده است چنانکه حضرت سلیمان پس از شنیدنسخن مورچه ای از کلام او دچار شگفتی شد نخست تبسم کرد و به دنبال آن خندید .(فَتَبَسَّمَ ضاحِکاً مِن قَولها)[۱۶]

پیشوایان معصوم خنده مؤمن را تبسم دانسته اند.{ضحک المؤمن تبسم}[۱۷]

اهمیت و ضرورت شادی و نشاط

 

بحث شادی و نشاط از مباحث بسیار مهم و کلیدی هست که به دلیل تأثیرات عمده ای که بر شکل گیری شخصیت آدمی و مجموعه زندگی وی دارد همواره ذهن انسان را به خود مشغول کرده است و همواره از ابتدای آفرینش تا امروز در جستجوی شادی یعنی تلاش برای رسیدن به «برداشت و تلقی» یا  «حس خوبی» از زندگی بوده است و هر قدر از عمر انسان می گذرد تلاش او برای دست یافتن به این تلقی و حس خوب از زندگی بیشتر شده است.

در دنیای کنونی که زندگی می کنیم متفاوت از رمان های گذشته است، پدیدیه های متنوع و به هم پیچیده آنچنان فراوان و نو به نو شده اند که دانایی ها، توانایی ها امکانات را اجتناب ناپذیر می کند البته این دانستنی ها و مهارت ها باید قادر باشد امنیت روانی و احساس زیبایی دوستی را در مواجهه با مشکلات زندگی تضمین کند چرا که ما و کودکان و نوجوانان نیازمند درک شادی و نشاط و چگونگی شاداب زیستن هستیم.

شادی صرف نظر از چگونگی به دست آوردن، می تواند سلامت جسمانی را بهبود بخشد، افرادی که شاد هستند احساس امنیت بشتر دارند.آسان تر تصمیم می گیرند و از روحیه مشارکتی بهتری نسبت به کسانی که با آنان زندگی می کنند برخور دارند و در نهایت از وضع زندگی خود احساس رضایت دارند و در اواخر قرن بیستم نشاط و شادمانی بشر به عنوان یکی از موضوعات مهم مورد بررسی قرار گرفت.

توجه به شادی و نشاط از حمیت شکل گیری شخصیت سالم و با نشاط و نیز لذت بردن از لحظات زندگی است و در سایه نشاط و شادی زندگی معنا و مفهوم پیدا کرده و جامعه ما یک جامعه چویایی خواهد شد.

و از نظر اسلام و قرآن مؤمن شادترین انسان هاست چون هرگز از سختی روزگار گلایه و شکوه و ناله نمی کند و دنیا را محل ماندن نمی داند و آن را یک توقف گاه موقت می داند و لحظه ها را با احساس رضایت و شادمانی سپری می کند.

وجود آیات و روایات و سخنان منقول از پیامبر و اهل بیت نشان از اهمیت موضوع شادی در اسلام است و درباره اهمیت شور و نشاط و سرور و جایگاه آن در تعالیم دینی همین بس که مفهوم شادی ۲۵ بار با الفاظ مختلف در قرآن کریم آمده است و یکی از اصول کتاب ها ی روایی به باب «ادخال و السرور» اختصاص داده شده است و از کسانی که موجبات دلخوشی و شادکامی بندگان را فراهم می آورند،ستایش شده است.

آسیب های عدم پرداختن به موضوع شادی:

یکی از علل گسترش افسردگی و ناشادی ها در جامعه امروز نداشتن شناخت نظری از شادی است و این افسردگی و ناامیدی در جامعه موجب عدم رشد و شکوفایی در همه ابعاد وجودی یک نوجوان و جوان می شود، در محیط شاد است که ذهن انسان پویا، زبان آن گویا و استعدادها شکوفا می گردد و بی توجهی به مبحث شادی، و عوامل مؤثر در شاد بودن، به تمام ارزش ها، خوبی ها و شایستگی ها ضربه وارد می کند. و این خود باعث بوجود آمدن آسیب های اجتماعی از جمله اعتیاد، خودکشی، فرار از خانه، افت تحصیلی و ناامیدی در جامعه خصوصاً فرزندان ما می شود.

و چون شادی در جامعه نیست در انجام کارها دچار مشکل می شوند.

شادی در قرآن

آیات قرآن، در فرازهای مختلفی خنده و سپس سرور و شادمانی را مورد توجه قرار داده است. ابتدا خنده و گریه را از سوی خدا دانسته و می فرماید:

« وَأنّهُ هُوَ أضحَکَ و أبکَی » (نجم، ۴۳)؛ و« و هم اوست که می خنداند و می گریاند» . زیرا تمامی اسباب خنده و گریه در اختیار اوست و خداوند خالق همه آنهاست . در پی آن به خنده مؤمنان در قیامت اشاره می کند.

در فرازی دیگر سرور و شادی را مطرح کرده، و جلوه های مختلف آن را بیان می نماید . نخست ایمان به تقدیر الهی را مانع شادمانی و بی قراری بیجا دانسته ، سپس خوشیها و شادیهای ناپایدار و جاودان را معرفی می کند: « قُل بِفَضلِ اللهِ وَ بِرَحمَتِهِ فَبِذلکَ فَلیَفرَحوُا هُوَ خَیرٌ مِمّا یَجمَعُون» (یونس ، ۵۸)؛ « بگو به فضل و رحمت خداست که [مومنان] باید شاد شوند و این از هرچه گرد می آورند بهتر است. »

به دنبال آن از شادیهای بیجا و آثار شوم آن سخن می گوید و خوشیهای روبنایی را با نگاهی یک سویه به نعمتهای الهی بیان می کند: « وَ إِذا أذقنَا النّاسَ رَحمَهً فَرِحُوا بِها وَإِن تُصبهُم سَیِئَهٌ بِما قَدّمَت أیدِیهم إذا هُم یَقنَطُون» (روم ، ۳۶) ؛ « و چون مردم را رحمتی بچشانیم، بدان شاد می گردند و چون به [سزای] آنچه دستاورد گذشته آنان است، صدمه ای به ایشان برسد، به ناگاه نومید می شوند. »

آن گاه خوشحالی و فرح مؤمنان و دین باوران را در سرای فردوس و بهشت برین خداوندی توصیف کرده، می فرماید: «فَأمّا الّذینَ أمَنوا وَعَمِلُوالصّالحاتِ فَهُم فِی رَوضَهٍ یُحبَرُون» (روم، ۱۵)؛ « اما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند، در گلستانی، شادمانی می گردند.»

خوشحالی و خرسندی شهیدان فراز دیگری از آیات قرآن درباره شادی و شادمانی ماندگار است. آنجا که سست عنصران ظاهربین را در زندگانی دنیا از گمانهای نادرست درباره شاهدان عرشی بر حذر داشته و می گوید: « وَلّا تَحسَبنّ الّذینَ قُتِلُوا فِی سَبیلِ اللهِ أمواتاً بَل أحیاءُ عِندَ رَّبِهِم یُرزَقونَ. فَرِحینَ بِما أتاهُمُ اللهُ مِن فَضلِهِ وَ یستَبشِروُنَ بِالّذینَ لَم یَلحقوُا بِهِم مِن خَلفِهِم.»

(آل عمران ، ۱۶۹ و ۱۷۰)؛ « هرگز کسانی را که در راه خدا کشته شده اند، مرده مپندارید، بلکه زنده اند که نزد پروردگارشان روزی داده می شوند. به آنچه خدا از فضل خود به آنان داده است، شادمانند و برای کسانی که از پی ایشانند و هنوز به آنان نپیوسته اند شادی می کنند که نه بیمی برایشان است و نه اندوهگین می شوند».

پروردگار حکیم در آیات دیگر چون به شادی مشرکان اشاره می کند، یاد معبودان باطل را مایه انبساط خاطر آنان دانسته (زمر، ۴۵) و عامل شادمانی منافقان را شکست رسول خدا(ص) و مسلمانان در صحنه های مختلف مبارزه بیان می کند (توبه، ۵۰).

جلوه های شادی رستگاران و پاک سرشتان در قیامت، فرازی دیگر از این موضوع در قرآن است که گاه در « پیشنهاد رستگاران به دیگران جهت خواندن نامه عملشان» (حاقه، ۱۹) تجلی می کند، گاهی در « مصون ماندن آنان از شرور قیامت و راست و شادمانی آنان در جمع خویشاوندان و همفکران خویش » پدیدار می گردد . (انشقاق، ۷و۱۹).

« عوامل سرور» موضوعی قابل توجه و معرفت آفرین در قرآن است که آگاهی از آن ره توشه ای برای همیشه زندگانی ما خواهد بود. « عشق به قرآن» و « انس با آیات الهی » عامل نخستی است که خداوند بزرگ برای دین باوران موجب شادی و شادمانی می شمرد، زیرا ایمان آنان را افزوده و خوشحالی و شکوفایی استعدادهای آسمانی و جلوه های معنوی پدید می آورد.

« انفاق در راه خدا » و « توجه به بندگان نیازمند بدون نگاه به جلوه های مادی  و گذران زندگی» عامل دیگری است که در نگاه قرآن موجب سرور و شادمانی صالحان و پاکان می شود: « وَ یُطعِمونَ الطّعامَ عَلَی حُبِّهِ مِسکیناً و یَتیماً و أسیرا. إِنَما نُطعِمُکُم لِوَجهِ اللهِ .لَا نُریدُ مِنکُم جَزاءً وَ لاشُکُوراً. إِنّا نَخافُ مِن رَبِّنا یَوماً عَبوساً قَمطَریراً. فوَقاهُمُ اللهُ شَرّ ذَلکَ الیَومِ وَلَقاهُم نَضرَۀً وَ سُرورا» ( انسان ، ۸-۱۱)

شادی در روایات و سیره پیشوایان دین

نگاهی گذرا و سیری کوتاه در مجموع رفتار پیشوایان معصوم (ع) ، بیانگر این حقیقت است که چندین نگاه متفاوت درباره این صفات به چشم می خورد. دیدگاههایی که برای ناآشنایان با شیوه نگرش و زوایای نگاه معصومان به پدیده ها ، مایه شگفتی گردیده، گاه گمان نادرستی برخی سخنان را نموده و گاهی شیفته فهم بنیان نگرشها و نگاههای اندیشمندانه آنان می شوند.

اینک این دیدگاهها را بررسی می کنیم ، سپس به تحلیل مجموعه نظرات و سخنان می پردازیم:

  1. نکوهش شادی ، خنده و شوخی

قسمت نخست معصومان، سراسر نکوهش و سرزنش این صفات و صاحبان آنان است ، به گونه ای که این ویژگیها را از وجود خردمندان و اندیشمندان دور دانسته ، خنده و شوخی را نشانه جاهلان و کم – خردان[۱۸] شمرده اند و بدتر از آن، هلاک کننده انسان[۱۹] و ویرانگر قلب[۲۰] به عنوان رهبر احساسات و عشق انسانی معرفی کرده اند.

گستره این باور به گونه ای است که خنده در صحنه هایی حکم  فقهی خاصی یافته است. رسول خدا (ص) و امام صادق ( ع) نکوهش بیشتری نسبت به آن در بین قبور و قبرستان کرده اند و انجام آن را در عباداتی چون نماز، موجب کاستی قداست و ارزش این عبادت و حتی باطل کننده نماز شمرده اند. آثاری این چنین درباره خنده، زمینه ساز سفارشهایی چند درباره این صفت گردیده است. از این رو همواره به کمی آن توصیه کرده اند، تا از جلوه های زشت اجتماعی یعنی ناراحتی همنشینان و اندوه دانشمندانِ مجلس دوری شود، شخصیت انسان در تمامی عرصه ها حفظ گردد، و در عرصه  های معنوی ، سفارش به ادای کفاره پس از خنده شده است، تا پیامدهای ناشایست روحی آن برطرف و یا کاسته گردد. از این توصیه کرده اند که بعد از خنده بگوییم: « پروردگارا مرا کم خرد و بی تدبیر مگردان» [۲۱]

از آن سو سفارشهای فراوانی نسبت به جایگزینی « تبسم» به جای خنده شده است، تا آثار زیان بار و منفی خنده به برکات پسندیده و ارزشمند تبدیل شود.

بهترین خنده ، تبسّم معرفی شده است[۲۲] تا به کمترین میزان قناعت شده ، تمامی لحظه های زندگی دستخوش لذتهای زودگذر و ناپایدار نشود، رسول خدا (ص) سفیر راستین خداوند و الگوی تمام عیار انسانها در امروز وهر روز، شخصیّتی عرشی معرفی شده که خنده او همیشه تبسّم بوده و افزون بر آن از از چهره ای باز و گشوده بهره داشته، «کثیرالتبسّم» بوده است.[۲۳]

به هنگام ارزیابی آلودگی به گناه، تبسّم برای استهزاء مؤمن، گناه صغیره معرفی وای خنده گناه کبیره دانسته شده است و در نگاه فقیهان، تبسّم، قطع کننده نماز و مایه بی ارزشی این عبادت بزرگ نخواهد شد.[۲۴]

مزاح یا شوخی،موضوع دیگری است که در آینه آسمانی معارف از زوایای مختلفی بدان نگریسته شده است.نگاه نخست،نگاهی ناپسند و مذموم است، به طوری که با صراحت تمام رسول اکرم (ص) امیر مؤمنان علی (ع) را خطاب قرار داده، فرموده است: «علی جان! هیچ گاه شوخی مکن؛زیرا آبرو و ارزش و عظمت تو زایل می شود» و در گفتار دیگری فرمود :«هیچ بنده ای، ایمانی صریح، شفاف و روشن، به دست نمی آورد، مگر آنکه مزاح و شوخی و دروغ را رها کند.[۲۵]

امام علی (ع) نیز درباره شوخی فرموده است: «مزاح زمینه ساز کینه توزی است؛ هیچ کس شوخی نکرد مگر آنکه شوخی، او را از عقل و خرد می اندازد؛ کسی که شوخی کند به وسیله آن خوار و ربون خواهد شد؛ آفت شخصیّت و هیبت آدمی مزاح است.برای هر چیزی بذری است و بذر دشمنی مزاح و شوخی است»[۲۶]

در عبارات دیگر معصومان (ع) شوخی موجب از بین رفتن نور ایمان،کم رنگ شدن مروت و مردانگی، نوعی ناسزا و فحش کوچک، محو سازنده مهابت مردان،ایجاد کننده جرئت د ردیگران برای رویارویی با انسان و نشان بی محبّتی شمرده شده است.[۲۷]

سرور و شادی، موضوع دیگری است که پیشوایان و معصومان (ع)در نگاه اول سلسله سخنان قابل تأملی درباره آن بیان کرده اند؛ امیرالمؤمنین (ع) تمامی شادیها را ناپایدار و ناقی معرفی کرده و دنیا را سرایی به دور از شادمانی واقعی می شمرد؛ جهانی که ظاهر آن آراسته و همراه با خوشبختی و خرسندی است، اما باطن و درون آن غرور و فریب نهفته است.[۲۸]

در سخنی درس آموز برای معرفت اندوزان و خردورزان شادیهای امروز و سرور دنیوی را دامهای پنهان از سوی شیطان و هواهای نفسانی دانسته که خودبینی، کبر و غرور به همراه دارد و یکایک ابزار و وسایل آغشته به این اندیشه شیطانی را پرتگاه هلاکت بار و شیون ساز ور روز واپسین معرفی می کند.[۲۹]

۲.ستایش بسیار و تشویق فراوان

سلسله سخنان دیگری از پیشوایان معصوم(ع) وجود دارد که افزون بر ستایش این صفات، نوعی تشویق اصحاب و پیروان، در آن به چشم می خورد همانند سخنان رسول خدا (ص) که فرمود:

«مؤمن، شوخ و زنده دل است و منافق، سخت و غضبناک »

«همانا من شوخی می کنم و اهل مزاح هستم، اما حرف بااطل و بیهوده نمی گویم»[۳۰]

و یا در سیره آن حضرت است:

روزی به گونه خندیدند که دندانهای ایشان نمایان شد و روز دیگر که یک نفر اعرابی بیابان گرد خدمت پیامبر آمد، هدیه ای تقدیم کرد، اما هنگام رفتن رو به آن حضرت کرد و گفت: پول هدیه مرا بده!

رسول خدا خندید و از آن روز هرگاه اندوهگین می شدند می فرمودند: آن اعرابی؟ ای کاش الآن نزد ما بود و مارا می خندانید.[۳۱]

افزون بر سیره و سخنان این چنین، گاه رسول الله(ص) با اصحاب و اطرافیان مزاح کرده تا نشست و برخاستها و گفتگوها از حالت یکنواختی خارج شده، علاوه بر راحتی اصحاب در برابر پیامبر هنگام ارائه پرسش و دریافت پاسخ، نوعی سرور و شادی در قلوب آنان وارد شدهو صمیمیّت و مهربانی بیشتری احساس شود.از این رو چون پیر زنی خدمت آن حضرت آمده، عرض کرد: یا رسول الله!دعا کنید من وارد بهشت شوم.پیامبر (ص) فرمود:پیرزنان وارد بهشت نمی شوند! او به شدّت اندوهگین شدف امّا حضرت رو به وی کرده فرمود: تو د رآن روز عجوز و فرتوت و پیر نخواهی بود، بلکه با اراده الهی بار دیگر جوان و به صورت دوشیزه خواهی شد.[۳۲]

امام صادق (ع) رو به یونس شیبانی، از اصحاب خود کرده، فرمود: شوخی شما اصحاب با یکدیگر چقدر است؟ او گفت: اندک.

امام فرمود: «این گونه نباشید به درستی که مزاح بودن و شوخ طبعی از حسن خلق است .همانا بدین وسیله شادی ئ سرور در قلب برادر خود داخل می کنید.همان گونه که رسول خدا (ص)اهل شوخی و مزاح بود، تا سرور و شادی در قلب اصحاب وارد کند».

علاوه بر گفتار و رفتار شیرین و دلنشین این اسوه های آسمانی، سخنان ارزشمندی در این مرحله از معصومان (ع) به چشم می خوردکه چون با دیدگتههای نخست مقایسه شود، شگفتی و تعجب آدمی را دو چندان می کندوبه طور مثال «خرسند سازی صالحان» یا « ادخال سرور در قلوب مؤمنان»، محبوب ترین اعمال نزد خداوند دانسته شده است . [۳۳]

در صحیفه ای دیگر از مجموعه سخنان معصومان (ع) مزاح و شوخی دین باوران و خداجویان « عبادت» و خنده آنان « تسبیح الهی » بیان گردیده و برای کسی که مسلمانی را شادمان سازد، پاداشی چشمگیر عنوان شده است . [۳۴]

گستره نگاه عرشی پیشوایان پاک سرشت، آن گاه پدیدار می شود که روح و روان آدمی آگاهی یابیم. آنجا که در گفتاری گران – سنگ ، گوهری از معرفت امام نمایان می شود که فرمود: « کسی که نعلین زرد بپوشد در سرور و شادمانی خواهد بود تا کهنه و فرسوده شود. » [۳۵]

اکنون که با دو دیدگاه آشنا شدیم، همراه با نگاهی نو و بینشی روشن به تحلیل موشکافانه و اندیشمندانۀ دیگر سخنان معصومان (ع) نیز می پردازیم تا ژرفای مفاهیم و ناب معارف را بدست آوریم.

« کثرَهُ الضّحک» (خنده بسیار) ؛ کَثرَهُ المَزاح (شوخی فراوان) ؛ اَلا فراط فِی المَزاح (زیاده روی در شوخی ) و …. عباراتی است که روایات معصومین به چشم می خورد و رسول اکرم (ص) و دیگر پیشوایان معصوم (ع) باتوجه به چنین معیاری با اصحاب خود سخن گفته، امروز نهی و یا تشویق به صفات نموده اند، تا ویژگی هایی اینچنین به عنوان پلی در مسیر زندگی و استراحتگاهی در راه کمال و تکامل انسان مورد استفاده قرار گیرد، و مسیر کمال را سریعتر و پرشورتر پشت سرگذارده شود. نه آن که خنده وشوخی بزرگ ترین هدف ما گشته به گونه ای که ، شلیک خنده و قهقهه ما دیگران را ناراحت و آزرده خاطر سازد که در این هنگام فریاد نهی آیات و روایات برچنین شیوه ای فرود آید تا هرگز خنده های ما مرزهای ارزش ها را شکافته وجودمان تیرگی ها و کدورت های گناهان نیالاید و از هر وسیله ای برای رفاه و شادی و خوشی خود و دیگران استفاده نکنیم.

مثلاً در سخنی افراط در خنده وخوشگذرانی باعث مرگ فرمانده درونی یعنی قلب و از دست دادن احترام بیرونی یا آبرو بیان شده است.

« کَثرَه الضّحک یُمیتُ القَلب و تَذهَب بِماء الوَجه »

و احادیث دیگری که در این موارد بیان شده است . نگرش های روشن پیشوایان معصوم علیهم السلام به آثار خنده ، شوخی و شادی افراطی و جلوه های زشت اجتماعی ،معنوی، فکری و فرهنگی موجب گردیده که درعرصه های مختلف ابتدا توصیه به اعتدال و اندک نمودن این صفات نموده ، بفرمایند: « سکوت خود را طولانی، تفکر خویش را فراوان و خنده خود را اندک نما » (نزهه الناظر ، ص ۲۸)

و گاه به راههای سالم و مفید جهت تفریح و رفع خستگی ، توصیه نموده ، فرموده اند:

« خَیرُ الضّحک التَّبَسُّم » بهترین خنده ، تبسّم است. (عزرالحکم ، ج ۳، ص ۴۲۳)

بی شک پژوهشی از سر تأمل در عرصه روایات، اینچنین بیانگر این حقیقت ارجمند است که مبادا به شوخی و خنده و شادی آنچنان علاقه ایجاد شود که شوخی به شهوت، لبخند به لاابالی گری و شادی به شرارت تبدیل گشته و هر یک از ما به تحقیر، استهزاء ، دروغ ، تهمت و … روکرده تا پاره ای از ساده لوحان و نابخردان ، ما را خوش اخلاق ! و خوش مجلس ! دانسته به گونه ای که مجالس آنان بدون حضور ما صفایی نخواهد داشت. !!

شادی از دیدگاه اسلام

در بررسی متون اسلامی در زمینه شادی به چند نوع شادی برخورد می­کنیم. این تقسیم بندی نکته بسیار مهمی است که مبنای اسلام را در ارزش­گذاری بر شادی­ها از دیگر مکاتب و دیدگاه­هایی که بر پایه ارزیابی­های مادی به این موضوع پرداخته­اند، جدا می­سازد.

از دیدگاه اسلام، انواع شادی­هایی که مزاحم و مانع شادی پایدار نباشد، پسندیده ومثبت به حساب می­آیند؛ اما شادی­هایی که مزاحم شادی ناپسندند، ناروا و منفی تلقی می­شوند. بنابر این، مخالفت اسلام با برخیی شادی­ها با دلیل مخالفت با شاد زیستن مردم نیست؛ بلکه به دلیل تامین و تضمین شادی پایدار آن­هاست.[۳۶]

شادی­های پسندیده

در اسلام برخی از شادی­ها پسندیده و مورد توجه قرارا گرفته و در آیات و روایات بیان شده است که به بعضی از آن­ها اشاره می­شود:

الف) ذکر و یاد خدا

یکی از عوامل نشاط و دلخوشی مومنین، یاد خداست. پیامبر اکرم(ص) در بخشی از حدیث معراج می­فرماید: «نعیمهم فی الدنیا ذکری و محبتی و رضائی عنهم؛[۳۷]  دلخوشی مومنان در دنیا به ذکر، محبت و رضای من است.»

بزرگ­ترین لذت در این است که انسان احساس کند محبوبش از او راضی و خشنود است. محبت­های عادی بشر نیز چنین است. وقتی انسان به کسی محبت می­ورزد، به این دلخوش است که رضایت محبوبش را نظاره­گر باشد و اگر احساس کند محبوبش ناراضی است، غمگین می­شود.[۳۸]

ب) ملاقات با برادران دینی

روایات متعددی از معصومین(ع) در باب اهمیت ملاقات و دید و بازدید مومنین از یکدیگر وارد شده است. پیامبر اکرم(ص) در وصیت خویش به حضرت علی(ع) می­فرماید: «یا علی ثلاث فرحات للمومن فی الدنیا: لقاء الاخوان و الافطار فی الصیام و التهجد من آخر اللیل؛[۳۹] ای علی! برای مومن در دنیا سه خوشحالی است: دیدار برادران دینی، افطار از روزه و تهجد در آخر شب.»

ج) حل مشکلات علمی

یکی از شادی­های معقول و سازنده، شادی برای رشد علمی و رفع مشکلات علمی است. درباره شیخ طوسی(ره) گفته­اند: گاهی تا صبح روی مسئله­ای فر و مطالعه می­کرد. وقتی بر حل آن مشکل موفق می­شد، آن چنان بهجت و سروری به او دست می­داد که فریاد می­کرد: «این الملولک و این ابناء الملوک؛ پادشاهان و پادشاه­زادگان که شبها به عیش و نوش و عشرت و لذت به سر می­برند، کجا هستند که این لذت مرا درک کنند.»[۴۰]

د) شنا

یکی از تفریحات سالم و مفید که موجب نشاط و شادی انسان می­شود، ورزش کردن، به ویژه «شنا» است. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «خیر لهو المومن السباحه و خیر لهو المراه المغزل؛[۴۱] بهترین سرگرمی مومن، شناست و بهترین سرگرمی زن، بافندگی.»

شادی­های ناپسند

در مقابل شادی­های پسندیده، بعضی از شادی­ها هستند که گر چه برای بعضی از افراد موجب شادی زودگذر می­شوند؛ اما از دیدگاه اسلام مورد مذمت قرار گرفته­اند که به برخی از آن­ها اشاره می­شود:

الف) شادی بر مخالفت از فرمان پیامبر(ص)

یکی از شادی­های ناپسند، شادی بر مخالفت از فرمان پیامبر(ص) است که بارها در زمان حضرت توسط مسلمان­نمایان و منافقان انجام گرفت. قرآن کریم در این باره می­فرماید: «فرح المخلفون بمقعدهم خلاف رسول الله و کرهوا ان یجاهدوا باموالهم و انفسهم فی سبیل الله»؛[۴۲] «تخلف­جویان از (جنگ تبوک) از مخالفت با رسول خدا(ص) خوشحال شدند و کراهت داشتند که با اموال و جان­های خود در راه خدا جهاد کنند.»

ب) شادی تمسخرآمیز

یکی از شادی­های منفی، شادی همرا به تمسخر دیگران است که به منظور تحقیر و تضعیف انجام می­شود. مانند خنده فرعون در برخورد با دلایل منطقی و معجزات روشن حضرت موسی(ع)، قرآن کریم می­فرماید: «فلما جاءهم بآیاتنا اذا هم منها یضحکون»؛[۴۳]«چون آیات ما را بر آن­ها آورد، او را مسخره کردند و خندیدند.»

ج) شادی بر زشتی­ها

تعدادی از مردم عمل زشت یا گناهی را انجام می­دهند و بر این عمل خود خوشحال هستند و هیچ احساس شرمندگی نمی­کنند. در قرآن این گونه افراد مورد مذمت قرار گرفته و درباره آن­ها می­فرماید: «لاتحسبن الذین بما آتوا و یحبون ان یحمدوا بما لهم یفعلوا فلا تحسبنهم بمفازه من العذاب و لهم عذاب الیم»؛[۴۴] «ای پیغمبر! مپندار آن­هایی که به کردار زشت خود شادمان­اند و دوست دارند که مردم به اوصاف پسندیده­ای که هیچ در آن­ها وجود ندارد، آن­ها را ستایش کنند، از عذاب خدا رهایی یابند؛ بلکه برای آن­ها عذاب دردناکی خواهد بود.»

د) شادی بر لغزش دیگران

شکی نیست که هر کسی در طول زندگی خود لغزش­ها و اشتباهاتی دارد و گاهی در موقعیت­هایی قرار می­گیرد که ممکن است مورد ضحکه دیگران قرار گیرد. مانند: توپوق زدن در سخن گفتن یا تلفظ اشتباه، زمین خوردن، حرکت خاصی انجام دادن و … که نباید در چنین مواقعی  دیگران بخندند.

امام علی(ع) می­فرماید: «لاتفرحن بسقطه غیرک فانک لاتدری ما یحدث بلک الزمان؛[۴۵] بر لغزش دیگران خوشحال مشو! زیرا تو نمی­دانی که زمانه با تو چه خواهد کرد.» اگر امروز به لغزش دیگرن خندیدی و آنان را مورد تمسخر قرار دادی، فردا ممکن است برای تو نیز چنین پیش آید.

هـ) شادی مغرورانه

ثروت و مال نباید ما را سرمست و مغرور سازد؛ زیرا شخص سرمست و مغرور از محبت الهی محروم است و خداوند متعال آنان را دوست ندارد. قرآن کریم در داستان قارون که فردی خودخواه و مغرور بود و شادی­های مستانه داشت، از زبان قومش می­فرماید: «اذ قال له قومه لا تفرح ان الله لا یحب الفرحین»؛[۴۶] «به خاطر بیاور هنگامی را که قوم قارون به او گفتند: این همه شادی مکن که خداوند شادی کنندگان را دوست نمی­دارد.»

«ذلکم بما کنتم تفرحون فی الارض به غیر الحق و بما کنتم تمرحون»؛[۴۷] «این به خاطر آن است که به ناحق در زمین شادی می­کردید و از روی غرور و مستی به خوشحالی می­پرداختید.»

خ) شاد بودن در داشتن دنیا

«الله یبسط الرزق لمن یشاء و یقدر و فرحوا بالحیاه الدنیا و ما الحیاه الدنیا فی الاخره الا متاع»؛[۴۸] «خدا روزی را برای هر کس بخواهد (و شایسته بداند) وسیع و برای هر کس بخواهد (و مستحق ببیند)، تنگ قرار می­دهد؛ ولی آن­ها به زندگی دنیا شاد (و خوشحال) شدند، در حالی که زندگی دنیا در برابر آخرت متاع ناچیزی است.»

ج) شادی از انجام گناه

«لا تحسبن الذین یفرحون بما اتوا و یحبون ان یحمدوا بما لم یفعلوا فلا تحسبنهم بمفازه من العذاب و لهم عذاب الیم»؛[۴۹] «گمان مبر آن­ها که از اعمال (زشت) خود خوشحال می­شوند و دوست می­دارند در برابر کار (نیک) که انجام نداده­اند، مورد ستایش قرار گیرند، از عذاب الهی برکنارند؛ بلکه برای آن­ها عذاب دردناکی است.»

مبانی شادی و نشاط اسلامی

مجموعه مطالعات اسلامی نشان داده که شادکامی یک مبنای اساسی دارد و آن توحید است از این مبنای اساسی ، مبانی انسان شناختی ، جهان شناختی ، و دین شناختی سرچشمه می گیرد .

بر این اساس با توجه به اینکه اسلام برای شادی و تفریح در سبک زندگی ما مثال هایی زده است که منظور از آنها ارائه مبانی برای شادی و تفریح و نشاط است نه اینکه صرفا” خود آن شادی مد نظر باشد .

در شادیها باید ابتدا در نظر داشت که شادی در نظر ما چه جایگاهی دارد آیا اصالت را به خدامحوری میدهیم یا لذت بردن از شادی باید تکلیف این مسائل معلوم گردد تا در جزئیات به درستی عمل کنیم در سبک زندگی دینی اصالت با خداست و چیزی درست است که در این چارچوب باشد ولی در سبک زندگی غربی اصالت با شادی و لذت بردن است جهان بینی و اعتقادات افراد باید اصلاح شود تا بتوان از آنها انتظار داشت که بر اساس دین زندگی کنند .

«انا لله و انا الیه راجعون» یعنی از زمانی که خلق شدیم و زندگی ما شروع می شود باید همه امور ما به سوی خدا باشد باید جامعیت دین را بپذیریم و در همه حوزه ما تابع هر چیزی که در چارچوب دین نباشد با آن تعارض دارد شادی به ذات خود بد نیست و اتفاقا” در اسلام توصیه های زیادی شده است بلکه شادی که قید و بند دین در آن نباشد صحیح نیست معاد محوری یعنی« الدنیا مزرعه الاخره » به دنیا آمده ای تا کشت کنی تا در آخرت برداشت کنی باید بدانیم در تمام شون زندگی در حال امتحان هستیم پس باید شادی و تفریح ما دین محور باشد و در صورتی که اینگونه نباشد اعمال خوبت را حبط می کند و از بین می برد .بعد از معاد محوری باید امام محور باشیم یعنی همه اموز باید به نیت یاوری امام زمان باشد که شادی و تفریح یکی از آنهاست و باید طوری باشد که روحیه جهادی و حماسی ایحاد کند که امامان را یاری کنیم .

از دیگر مبانی های شادیهای سالم حیا محوری است شادی هایی که نوع یا فضای آن حیازدایی می کند دینی نیست به اسم شادی و لذت نباید حیا را نادیده گرفت . مبانی دیگر بعد عقل محوری است شادی و تفریحات سالم عقل را رشد می دهد و تقویت می کند غضب ، شهوت و وهم باید زیر سایه عقل ما باشد که این تفاوت با حیوان است تفریحات غیر دینی، اینها هیجان محور است شهربازی و مدلهای چنین نمونه هایی هیجان محوری است  هیجان هایی ایجاد می کند که تخلیه نمی شود و مشکلات روحی و روانی خاصی ایجاد می کند که پوچ گرایی و نهایتاًخودکشی یکی از آنهاست از مبانی دیگر شادی در اسلام تفکر کردن  و بررسی احوال دیگر قوم ها و عبرت گرفتن از سرنوشت های دیگران است زیرا شادی دینی غفلت زدایی می کند .

عبودیت محوری نیز در شادی اسلامی مطرح است چرا که در آیه ای از قرآن داریم که جن و انس برای عبادت کردن آفریده ایم .

تفریح و شادی اسلامی ، یقظه محور است یعنی شمار را بیدار می کند و در مقابل ان تفریح غیر دینی ایجاد غفلت می کند به این معنا که غفلت ،خدا و مرگ و میزان حساب را از یادت می برد .

شادی باید احسان محور باشد دروغ گفتن ، ارتباط بین زن و مرد حسن و قبح ذاتی دارند و موسیقی هم همینطور است . موسیقی حرام در هر جا که باشد فرقی نمی کند حرام است ولی در تفریحات غربی حسن وقیح نسبی است یعنی هر طور که من تشخیص بدهیم درست است .

پس برای اینکه یک شادی و نشاط و تفریح مناسب با دین و مورد رضایت خداوند که باعث رشد و تعالی ما شود باید دارایی این مبانی اساسی و کلیدی باشد

۱- خدامحوری  ۲- احسان محوری    ۳- امام محوری    ۴- حیا محوری                      ۵- عقل محوری       ۶-معاد محوری     ۷- عبودیت محوری    ۸-یقظه محوری

دین اسلام در بحث شادی و نشاط ، هم برای افراد و هم برای جامعه اهمیت قائل است .در صورتی که در مکاتب غیر اسلام بخصوص در غرب که بیشتر بر فردگرایی تکیه دارد شادی و نشاط کاذب فرد در جامعه را از هر راه و مسیری تایید می کند .

یکی از مشکلات فرزندان ما در جامعه امروزی  ایجاد شادی و نشاط به سبک کشورهای غربی است و آنان ملاک و معیار خود را برای شاد بودن از الگوهای غربی انتخاب و کمتر معیارها  و ملاک های اسلام در این زمینه توجه می کنند مثلاًدر جمع خصوصی جوانان که کمتر  با آموزه های دینی سرو کار دارند استفاده از مشروبات الکلی ،مواد مخدر و … را شادی آفرین و کسانی را که از این گونه وسایل استفاده نمی کنند را عقب مانده می دانند در تحلیل این گونه رفتارها می بایست آسیب شناسی کرد.

و لذا آموزش و اطلاع رسانی افراد جامعه بخصوص از سنین کودکی برای آشنایی آنان در حوزه شادی و نشاط اجتماعی لازم و ضروری است.

در بحث بسترسازی شادی و نشاط برای کودکان خود باید دانست که کودک با سه محیط متفاوت با ویژگی های خاص خودش رو به رو است که لازم از بر والدین و مسئولان فرهنگی جامعه که متناسب با ویژگی های خاص هر محیط اسباب شادی و نشاط را برای کودکان فراهم کنند و این مکان ها عبارتند از ؛

  • خانه
  • مدرسه
  • جامعه

عوامل مؤثر در شادی

به منظور افزایش سطح شادی باید اجزا شادی شناخته شوند. یکی از تازه ترین تحقیقات بیان می کند که شادی از سه جزء تشکیل شده است. سهم عوامل ژنتیکی ۵۰% ، سهم شرایط محیطی تقریباً ۱۰ % و سهم فعالیت های آگاهانه در حدود ۴۰% است.

این سه فاکتور اصلی روی سطح دائمی شادی اثر خواهد گذاشت.این سه فاکتور عبارتند از نقطه ثابت، شرایط زندگی و فعالیت ها ی آگاهانه (با نیت قلبی)

۱- نقطه ثابت: بزرگترین سهم شادی در عوامل ژنتیکی است که این فاکتور  را نقطه ثابت می نامند یعنی سطح معین و ثابتی از شادی از والدین به ارث می رسد و مورثی می باشد.

۲-جزء دوم شادی شرایط زندگی است که شامل عوامل ملیتی، جغرافیایی و فرهنگی منطقه ای است که فرد در آن زندگی می کند و همچنین شامل فاکتورهای جمعیت شناسی مانند سن، جنسیت و قومیت می باشد.

۳-فعالیت آگاهانه: شلدان این فاکتور را این گونه تعریف می کند: این سطح دسته وسیعی از فعالیت های است که مردم انجام می دهند یا در فکر انجام آن ها هستند.که این بُعد خود به سه حوزه تفکیک می شود.

فعالیت های رفتاری: مانند ورزش، منظم، محبت ورزیدن به دیگران، حضور در اجتماعات

فعالیت های شناختی: شامل توجه به نعمت ها و موهبت ها، تفکر راجع به امور مثبت در زندگی

فعالیت های داوطلبانه: شامل تلاش های معنا دار در زندگی و تلاش برای رسیدن به اهداف شخصی می باشد.

عوامل رفتاری در شادی و نشاط کودک

از عواملی که زمینه شادی و نشاط را فراهم می کند عوامل رفتاری و القای درست آنها است.که برخی ار آنها عبارت است از:

۱) پوشیدن لباس های روشن:

در آموزه های دین مبین اسلام و ائمه هدی (ع) نسبت به لباس ، نحوه پوشیدن و نوع رنگ آن توجه ویژه ای شده است به عنوان مثال ، رنگ روشن شادی آفرین است و در شریعت به پوشیدن لباس های روشن توجه زیادی شده است.

پیامبر (ص) می فرماید: جامه سفید بپوشید که نیکوترین رنگهاست و پیشوایان ما از رنگ های روشن و متنوع (سفید، زرد، سبز) در لباس و زندگی خود استفاده می کردند بر این اساس باید نقش رنگ و تأثیرات روانی و اهمیت آن را برشادی و نشاط افراد خصوصاً کودکان دقت کرد. [۵۰]

از آنجایی که روحیه کودکان از ما بزرگترها لطیف تر است، دنیای آنها با شادی و نشاط و بازی همراه است و سلامت روانی شان به آن بستگی دارد و شخصیت آنها هنوز در حال رشد و شکل گیری است. ارتباط های آنها بیشتر به صورت لمسی است یعنی بچه ها از قدرت ذهن و تجربه و تحلیل منطقی ، کمتر استفاده می کنند به همین دلیل ارتباط آنها با محیط اطرافشان بیشتر به صورت کلامی و دیداری است به همین دلیل توصیه می شود در مدارس و مهد کودک ها و اتاق خواب کودک از رنگهای شاد و روشن برای رنگ آمیزی در و دیوار استفاده کنند زیرا بچه ها در چنین فضایی سلامت روانی و آرامش بیشتر دارند و قادر به تحمل محیطی غیر از محیط خانه برای چند ساعت متمادی خواهند بود. بچه ها با چنین فضایی می توانند ارتباط عمیق تری برقرار کنند.

دکتر بهروز دولتشاهی دکترای روان شناسی بالینی بیان دارد که از لباسهای که رنگ آنها، سفید، آبی، صورتی ، لیموی هست برای کودک تهیه کنید و همچنین والدین نیز از لباسهای شاد استفاده کنند که این باعث آرامش و نشاط فرزندان می شود.

دکتر مریم علمدار متخصص اعصاب و روان در رابطه با تأثیر رنگ ها گفته است که امواج نوری حاصل از رنگ ها الگو خاصی دارند که منجر به رفتارهای خاص می شوند که در واقع در مغز به هنگام دریافت یک سری امواج با طول موج خاص، بروز می کنند.

رنگ ها بر روی تو نیسیته عضلانی تأثیر می گذارند. مثلاً رنگ آبی و سبز و سفید کاهش ضربان قلب و تونیسیته پائین عضلات، سبب حس آرامش و شادی در کودک می شود.

۲) تعاون و هماهنگی

همکاری در خانواده و هماهنگی بین اعضای خانواده یکی از عوامل مهم نشاط خانواده است وقتی پدر ومادر و فرزندان کارهای خانه را به کمک یکدیگر انجام می دهند. انرژی مضاعفی می گیرند و نه تنها خسته نمی شوند بلکه برای آنها لذت بخش است یکی از راههای تعاون در خانه، تقسیم کار است. تا هر کس کار مورد علاقه خود را انجام دهد چنان که پیامبرخدا(ص) درباره با فضیلت ترین خانواده یعنی، حضرت علی (ع) و فاطمه زهرا (س) این چنین کردن و حضرت زهرا (س) چقدر شادمان شدن.

والدین باید متناسب با سن کودک وظایفی را به او واگذار کنند تا کودک احساس کند وجود او در منزل مفید است و با انجام این کار احساس آرامش کند.

حضرت علی (ع) فرمودند: بزرگترین تفریح ، کار است. چون در هر فعالیتی ، شادی وجود دارد نکته مهم در این باره این است که کار هنگامی فرح انگیز و تفریح است که مورد علاقه انسان باشد و اگر انجام کار رضایت بخش باشد باعث نشاط و شادی می شود.

مثلاً برای کودکان می تواند کارهای چون، آوردن اسباب بازی و جمع کردن آنها، پهن کردن سفره غذا، برای او در نظربگیرید و چون کودک معمولاً قبل از هفت سال تقلید می کند، اگر مثلاً ببیند بعد از غذا صندلی اش را تمیز می کنید یا زمین را پاک می کنید او ممکن است به تقلید از شما آن کارها را انجام بدهد، بگذارید آن را انجام دهد زیرا از این کار لذت می برد.

۳) محبت کردن

یکی از سیره های مهم پیامبر خدا (ص) مهر ورزیدن و ملاطفت و محبت کردن به کودکان و خوشحال کردن آنان است از انس بن مالک، خادم رسول خدا (ص) چنین نقل شده است:

و القلطف بالصبیان من عاده الرسول ؛ ملاطفت و مهربانی با کودکان از سیره های همیشگی رسول خدا (ص) می بود. [۵۱]

پیامبر خدا (ص) پیوسته صبحگاهان دست مهر و محبت برسرفرزندان و نوه های خود می کشید. [۵۲]

نوازش و محبت از لحاظ عاطفی روح و روان کودک به شدت تحت تأثیر معجزه آسای قرار می دهد ، کودکانی که با محبت و مهربانی نوازش می شوند کمتر از آنان که عکس محبت آمیز با والدین ندارند گریه می کنند.

نوازش انواع مختلف دارد که سه دسته از عمده ترین آنها شامل : ۱- نوازش های کلامی مانند ابراز محبت و تشویق کودک با کلمات « عزیزم، جون دلم، پسرگلم، دختر نازم»

۲: نوازش های لمسی مانند بوسیدن، در آغوش گرفتن و لمس کردن کودک ۳- زبان نوازش هایی از طریق بدن مانند نگاه های محبت آمیز .

نوازش کودک موجب ترشح یکسری از انتقال دهنده های عصبی در بدن می شود که علاوه بر تقویت سیستم ایمنی بدن، احساس لذت و شادابی را همراه دارد و کودک در ابراز محبت به دیگران بخوبی عمل می کند.

۴) ورزش

تقریباً همه کسانی که ورزش می کنند، اظهار می دارند که بعد ازانجام حرکات ورزشی شاداب شده و حس خوبی به آنان دست می دهد و روحیه آنها بهتر شده و اعتماد به نفس بیشتری پیدا می کنند رسول اکرم (ص) می فرمایند: اُلهُو والعبوا فَاِنّی اُکره اَن یری فی دینکم غَلظه)

ورزش و بازی کنید و تفریح داشته باشید، همانا من ناراحتم که در دین شما خستگی و بی نشاطی دیده شود.

از ورزش های که مورد تأکید امام علی (ع) هست و به آن سفارش می کند عبارت است از شنا و تیراندازی و می فرماید به کودکان و نوجوانان خود شنا و تیراندازی بیاموزید. (علموا أولادکم  السَّباحهُ و الرَّمایه) [۵۳]

از ورزش های که باید کودکان بین ۲ تا ۵ سال انجام دهند. همان آب بازی کردن – توپ قل دادن وپیاده راه رفتن با والدین است. آب بازی باعث تسکین عصبانیت های کودک شده و کودک از طریق آن از ناراحتی وفشارها و تنش ها رهایی یافته و آرامش می یابد.

اما یکی از ورزش های که برای کودکان ۶ سال به بالا توصیه شده است شنا است، نقش شنا در اضطراب زدایی و تخلیه نگرانی های ناشناخته مورد توجه قرار گرفته است با انجام آزمایشات روان شناختی ثابت شده که سطح اضطراب در افراد، قبل و بعد از شنا به ویژه به صورت شیرجه در آب فرورفتن تفاوتهای معناداری را نشان می دهد و این خود باعث نشاط می شود. [۵۴]

عوامل روحی و معنوی در شادی کودک

نداشتن نگرانی و اضطراب و رسیدن به اطمینان قلبی ، اساس هر نوع نشاط است و این مسیر نیست، مگر به ایمان به خدا و دوست داشتن او که سرچشمه همه نیکی ها است.

آقای « دیل کارنگی» می نویسد: امروز جدید ترین علم، یعنی روانپزشکی ، همان چیزهایی را تعلیم می دهد که پیامبران به مردم می آموختند زیرا آنها آموخته اند که داشتن ایمان محکم، نگرانی ، تشویش ، هیجان و ترس را برطرف می سازد.

ما باید باور فطری به خدا را در کودکان خود شکوفا کنیم متناسب با ویژگی های خاصی که کودک در این سن دارد.

رواشناسان رشد (پیاژه) معتقدند کودکان چهارساله در مرحله پیش عملیاتی قرار دارند و ویژگی های خاصی دارند که توجه به آنها به ما کمک می کند چه چگونه خدا را به کودک معرفی کنیم. که بعضی از این ویژگی ها عبارتند از ۱- کودک در این سن از طریق نمادسازی و الگوسازی به تفکر می پردازد. ۲- تقلید، اولین گام در یادگیری کودکان ابتدا باورهای ساده را می پذیرند و بعد آن را وسعت می دهند. ۳- در کارهای عملی و تجسمی بیشتر یاد می گیرند. ۴- بازیهای نمایشی برای او لذت بخش است.

۱)ایمان دوست داشتن خدا در کودک

تصویر کودکان از خدا بسیار متأثر از تصویری است که از والدین خود دارند، کودک باید والدین خود را مهربان و قابل اعتماد بداند تا خدا را هم دارای چنین صفاتی بداند. پس والدین در نحوه درک فرزندانشان از خدا، بیشترین تأثیر را دارند، پس به همین خاطر باید صداقت، داشته و مساوات را رعایت کنند، دروغ نگویند ، به فرزندانشان کمک کنند تا درهنگام تطبیق خدا به پدر و مادر، تصویر نیکی از خدا در ذهن او مجسم بشود.

چون کودک نماد ساز و الگوساز است برای توصیف خدا در نزد کودک از افرادی که کودک او را مهربان و دوست داشتنی می پندارد ( مثل ، پدربزرگ و یا …) الگوسازی و نمادسازی کرده و به او بگویم خدا مثل پدربزرگ مهربان و دوست داشتنی و حتی مهربانی خدا از پدربزرگ بیشتر است.

درست است که کودک معانی کلمات و جملات را نمی فهمد و شاید حواس او در حدی نباشد که خصوصیات اصوات و اشکال و مناظره را تشخیص دهد، لکن کودک رفته رفته با این قبیل جمله ها مأنوس و آشنا می شود و همین در آینده او تأثیر می گذارد پس لازم است که از همان آغاز گوش کودک را با آهنگ دلربای تلاوت قرآن و نام زیبای الله آشنا کنید و چشمش با دیدن مراسم دینی ودعا کردن و نماز خواندن آشنا بشود و این خود باعث می شود زمینه آن برای تربیت خدایی بیشتر بشود و مجموع این رفتار باعث ایمان فرزند به خدا و دلگرمی آن می شود که ثمره آن نشاط است. [۵۵]

پیامبر فرمودند: اسلحه مومن دعا است اگر با این دید به دعا بنگریم و در کودک نهادینه شود زیرا انسان با داشتن این سلاح از دشمن اضطراب و ترس ندارد زیرا دعا باعث قوت قلب و آرامش روحی و صبر در مشکلات را زیاد می کند و روحیه امید را در انسان تقویت می کند.

۲- تقویت روحیه قناعت

بین قناعت و آرامش وشادی رابطه مستقیم برقرار است، آرامش نیروی مثبت روحی و روانی است که به خودی خود حاصل نمی شود بلکه توسط عوامل دیگر حاصل می شود. مثلاً رضایت و خرسندی ناشی از قناعت عاملی آرامش آفرین است.

امام علی (ع) در وصف و ستایش یکی از یاران فرمود خدا رحمت کند خباب بن الارت را ، با کمال میل اسلام آورد و به اندازه کفایت در معیشت قناعت ورزید و از خدا راضی گشت. [۵۶]

از راههای که می توان در کودک روحیه قناعت ایجاد کرد محیط خانواده است خصوصاً این وظیفه بر عهده مادر است که بتواند با روشهای مناسب این روحیه را ایجاد کند.

۱- قناعت در خوردن و آشامیدن ، از روایات استفاده می شود تا انسان نیاز به غذا ندارد، سراغ غذا نرود و بیش از مقدار مورد نیاز غذا نخورد . ما باید طوری برنامه ریزی داشته باشیم که در ساعات معین و به اندازه نیاز پیش کودک بگذاریم تا بخورد و یا در مورد خرید مواد غذایی که کودک ابزار علاقه به آن می کند سعی کنیم، به تعداد کم و به اندازه برای او تهیه کنیم چون این کار جلوگیری می کند از حرص و طمع کودک.

در تهیه اسباب بازی و لباس برای کودک به اندازه احتیاج کودک خریداری شود و آموزش نگه داری آن را به او بیاموزیم در مروز زمان این خود باعث می شود که کودک راضی شود به داشتهای خود و ابراز ناراضی نکند که همین راضیت سبب شادی و نشاط او می شود. [۵۷]

عوامل بهداشتی در نشاط و شادی کودک

همه ما می خواهیم فرزندانمان را یک زندگی طولانی همراه با سلامتی برخوردار باشند. بهترین راه تحقق این هدف ؛ پرورش آنان به گونه ای است که بپذیرند سبک زندگی سالم، سبکی طبیعی است. خبر خوب این است که وقتی شما به خوردن و رفتار سالم عادت کردید انتقال این عادت به فرزندانتان خیلی آسان می شود. ریختن غذای سالم در بدن، قلب زندگی سالم است و بدن سالم خود باعث سرور و نشاط می شود و دچار بیماری و خستگی نمی شود. معصومین (ع) در روایات برای تغذیه در ایجاد سلامت و شادابی انسان اهمیت ویژه ای قائل شده اند و انسان را به خوردن بعضی از غذاها توصیه و از خوردن بعضی دیگر نهی کرده اند.

توصیه به خوردن صبحانه مناسب و حاوی مختصری مواد قندی ، خوردن سبوس غلات و ویتامین هایی مانند ویتامین B در شادی و پیشگیریاز افسردگی نقش مؤثر دارند.

نقش سبزیجات و میوه ها مانند سیب، زیتون ، شیرتازه  در افزایش نشاط غیرقابل انکار است . در این جا به برخی از موارد شادی و شادکامی با تغذیه می پردازیم.

 

 

 

 

الف . آب .

یکی از مهمترین و اساسی ترین نعمت های خداوند که باعث حیات موجودات می شود آب است. امام صادق (ع) فرمودند : طعم الماء طعم الحیاه : طعم آب طعم حیات و زندگی است . این تعبیر زیبای امام از آب به حیات و زندگی، نشان از ویژگی های خاص آب برای سلامتی و تندرستی و شادابی ، است.

آب های مقدس و شفابخش عبارتند از: آب زمزم ، امام علی (ع)  می فرماید: آب زمزم دواست برای هر دردی ، آب باران ، آب نیسان یکی از آب های معجزه گر و شفابخش و ارزشمند است. آب فرات . [۵۸]

ب : غذاها

۱- حلیم : امام صادق (ع) می فرماید : خداوند برای رسول خدا از بهشت حلیم فرستاد از گندم بهشت و دست پخت فرشتگان ، خاصیت حلیم به خاطر مواد مقوی و خوب آن نشاط آور و نیرو دهنده است.

۲- عدس : لطافت بخش روح و روشنی بخش آن است.

ج : میوه ها

۱- سیب : میوه فرح بخش و نشاط آور است که با داشتن انواع ویتامین ها و املاح معدنی اثر شگفت انگیزی در سلامتی و سرور دارد. امام باقر (ع) می فرماید: اگر مردم می دانستند که سیب چه خواصی دارد ، بیماران خود را جز با آن مداوا نمی کردند. [۵۹]

  1. انار : امام صادق (ع) می فرماید : کودکان را انار بخورانید که سبب رشد و در صورت آنها ایجاد شادی و نشاط می کند. [۶۰]
  2. انگور : خوردن انگور و آب آن موجب خوشحالی و نشاط می گردد.
  3. به : از میوه های بسیار مؤثر در انبساط روحی است . پیامبر می فرماید : خاصیت در به است، دل را راحت و شاد می کند. [۶۱]

نکته ای که باید مادران گرامی دقت ویژه ای داشته باشند این است که باید در تهیه غذای کودک بهترین سلیقه را در پختن غذا و همچنین تزئین غذا استفاده کنند تا کودکان از خوردن غذا لذت ببرند زیرا کودک چون با حس دیداری در این سن بیشتر سرو کار دارد اگر مادر بتواند زیبایی خاصی در چیدمان غذا و همچنین استفاده از طعم های متفاوت در غذا، استفاده کند ، کودک او میل به خوردن غذا پیدا می کند.

نکته بعد این است که غذاهای ناسالم را در خانه نگه ندارید. اگر فرزند شما نتواند یک چیپس یا بیسکویت در خانه پیدا کند ناچار می شود به جایش سیب یا نان بخورند، اگر نوشابه در خانه پیدا نشود مجبور می شوند به جایش آبمیوه یا آب بنوشند.

نکته بعد اینکه با یک متخصص تغذیه مشورت کنند و لیستی از غذاهای مناسب و ویتامین ها را تهیه کنند تا بتوانند برای کودکان خود غذاهایی متنوع و مقوی تهیه نمایند این را بدانیم که نتیجه غذاهای سالم مساوی با تندرستی و شادابی کودکانمان است.

منابع

  • قرآن
  • بهار الانوار – علامه مچجلسی
  • اصول کافی – کلینی
  • غرر الحکم – تالیف ابوالفتح آمدی
  • المفردات قرآن – راغب اصفهانی
  • لسان اعرب – ابن منظوم
  • امالی – شیخ صدوق
  • لغت نامه دهخدا – ماده شادی
  • شادی و نشاط – حجت الاسلام فرحزاد
  • چگونه شاد و خنده رو باشیم – احمد لقمانی
  • راهکار های تقویت انگیزه و نشاط – محسن قرئنی
  • مهارت های شادی آفرین – محمد اسماعیل مبارکه
  • الگوی شادی در اسلام – محمد محمدی ری شهری
  • شادی و زندگی – مهدی بهادری نژاد
  • شرع و شادی – ابوالفضل طریقه دار
  • زندگی با نشاط – محمد حسین قدیری
  • شادی و غم در قرآن – آیت …. مصباح
  • مقالات فلسفی – شهید مطهری
  • ده راهکار برای داشتن فرزند شاد وسالم – رونی جی ، مترجم اعظم صفری
  • کلید های آموختن به کودک درباره خدا – لیدیس یاب ، ترجمه مسعود حاجی زاده
  • روان شناسی کمال – دوان شولتس ، مترجم گیتی خوشدل
  • راز شاد زیستن – اندرو متیوس ، ترجمه شهره روحی
  • انگیزه و هیجان – محمد کریم خدا پناهی
  • آموزش مفاهیم دینی همگام با روان شناسی رشد – ناصر باهنر
  • فصلنامه علمی پژوهشی رهیافت نور – مدیریت /اموزش سال دوم پاییز ۸۸
  • شاد زیستن با کودک درون – فاطمه سعسعی

-[۱] لغت نامه دهخدا،  ماده شادی و نشاط.

-[۲] الگوی شادی در اسلام، ص۱۸ .

[۳] -انگیزش و هیجان،ص۳۶۷ .

-[۴] مقالات فلسفی، ج ۲، ص۶۶ .

[۵] -یونس / ۵۸

[۶] -تفسیر قمی، ج۲، ص۶۶

[۷] -الگوی شادی در اسلام، ص ۱۹.

[۸] -شادی و زندگی، ص۲۵

[۹] -راز شاد زیستن، ص ۳.

[۱۰] غررالحکم، ج۲، ص۱۱۳

۱۱-فرهنگ دهخدا،  فرهنگ نجفعلی میرزایی

-[۱۲] زندگی با نشاط محمد حسین قدیری

[۱۳] -مهارت های شادی آفرین، محمد اسماعیل مبارکه

[۱۴] -کتاب العین، خلیل ابن احمد فراهیدی ج۷ص۲۷۷،لسان العرب ابن منظوم ج۱۲ص۵۰

-[۱۵] راغب اصفهانی –المفردات فی غریب القرآن ترجمه دکتر سید غلامرضا خسروی حسینی

[۱۶] -الکافی، ثقۀ الاسلام کلینی ج۳،ص۳۶۴

[۱۷] -کافی ج ۲

۱ – الکافی، کلینی ، ۱۳۶۲ ش ، ج ۲، ص ۶۶۴

۲- بحارالانوار ، ۱۴۰۳ ریال ، ج ۷۶ ، ص ۶۱

۳- بحارالانوار ، ج ۷۶، ص ۱۲۵

۴- الکافی ، ج ۲ ، ص ۶۶۴

[۲۲] – غررالحکم ، ج ۳ ، ص ۴۲۳

[۲۳] – بحارالانوار مجلسی ، ج ۷۶ ، ص ۳۴۱

[۲۴] – مفاتیح الشرایع ، ج ۱ ، ص ۱۷۲- المحجه البیضاء ، ج ۵ ، ص ۲۳۶

[۲۵] – بحارالانوار، الترعیب و الترهیب ، ج ۳ ، ص ۵۹۴

[۲۶] – بحارالانوار، ج ۷۷ ، ص ۱۴۲

[۲۷] – – بحارالانوار، ج ۷۷ ، ص ۱۴۲ و ۱۴۳

[۲۸] – غررالحکم، ج ۴ ، ص ۵۲۸

[۲۹] – غررالحکم، ج ۴ ، ص ۱۳۲

[۳۰] – بحارالانوار ، ج ۱۶ ، ص ۲۹۸

[۳۱] – بحارالانوار ، ج ۱۶ ، ص ۱۵۹

[۳۲] – بحارالانوار ، ج ۱۶ ، ص ۴۵۸

[۳۳] – الکافی ، ج ۲ ، ص ۱۹۱

[۳۴] – الکافی ، ج ۲ ، ص ۱۵۹

[۳۵] – الکافی ، ج ۲ ، ص ۴۶۶

[۳۶] ـ الگوی شادی در اسلام، ص ۳۶.

[۳۷] ـ الوافی، ج۲۶، ص ۱۴۲.

[۳۸] ـ راهیان کوی دوست، ص ۵۸.

[۳۹] ـ بحارالانوار، ج۷۷، ص ۵۲.

[۴۰] ـ آشنایی با قرآن، ص ۳۸.

[۴۱] ـ امالی صدوق، ص ۱۸.

[۴۲] ـ توبه/۸۱.

[۴۳] ـ زخرف/ ۴۷.

[۴۴] ـ آل­عمران/ ۱۸۸.

[۴۵] ـ غررالحکم و دررالکلم، ص ۷۵۱.

[۴۶] ـ قصص/ ۷۶.

[۴۷] ـ غافر/ ۷۵.

[۴۸] ـ رعد/ ۲۶.

[۴۹] ـ آل­عمران/ ۱۸۸.

[۵۰] – حلیله المتقین ص ۵ – بحارالانوار ، ج ۷۸ ، ص ۳۳۰

[۵۱] – المحجه البیضاء ، ج ۳ ، ص ۳۹۰

[۵۲] – بحارالانوار ، ج ۱۰۱ ، ص ۹۹

[۵۳] – فروغ کافی ، ج ۶ ، ص ۴۷ ، حدیث ۴

[۵۴]http://daneshnameh.roshd.ir

[۵۵] – آموزش مفاهیم دینی همگام با روانشناسی رشد ، ناصر باهنر.

[۵۶] – نهج البلاغه ، حکمت ۴۳

[۵۷] – آثار تربیتی و روان شناختی قناعت ، رقیه سادات میراکبری

[۵۸] – اصول کافی ، ج ۶، ص ۳۸۱، ۳۸۷.

[۵۹] – بحارالانوار ، ج ۶۶، ص ۱۷۱

[۶۰] – عیون اخبار رضا (ع) ، ج ۲ ، ص ۷۳

[۶۱] – عیون اخبار رضا (ع) ، ج ۲ ، ص ۷۳

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *